سكوت
 
 
http://pichak.net/roozanehfall/fall.php#
 

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.

پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت

پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو

به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.

این بگو مگوها همچنان ادامه داشت.

تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد

وی برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند

و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند

شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند.

پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت

کردن خروپف های شبانه او دارد

به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند

غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است!

 از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن

لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود



بازی وبلاگیم 8 روز دیگه وقت هست

فعلا رعنا اول هست 1721

سلطان دوم هست 1621

مهدی سوم هست 1494

خوشحال میشم  کسایی که هنوز شرکت نکردن شرکت کنن 


 اووووف ..! مــــای گـــاد!
من خیلی هَـــپی ام!
چطوری مای فرندِ من! کلی میست کرده بودم!
خدارو تنکس، همه چی اوکیه!!
وااای دَدی و مامی رو ببین!
وااااوووو تهران چقدر چینج شده!
قبلانا این میدون اونور نبود؟
آآآآخ آی لااااااو کبابِ ایرووونی با تومیتو!
ساری شما به تومیتو چی میگین ؟!
{ پسر عمه ی اینجانب در بازگشت از سفر 10 روزه به اروپا }

 

 

حالا این چیزی نیست

 

 

رفیقم یه ماه رفت چین الان سه ساله داره خاطره تعریف می کنه

 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۲/۲۳ساعت   توسط ابوالفضل  | 
  بالا