پشت سیستم پسرخاله دوازده ساله م نشستم می بینم
روی دسکتاپش ۲۰۸ تا فیلم پورن هست.
بهش میگم : تو خجالت نمیکشی ؟؟
میگه : خوشت اومد برشون دار :|
والا من تا پونزده سالگیم فک میکردم رابطه زناشویی ینی زنشونو میبرن حموم میشورن !!
|
سكوت
|
||
|
http://pichak.net/roozanehfall/fall.php# |
آدمایی که زیاد میخوابن تنبل نیستن انگیزه ای واسه بیدار بودن ندارن
وگرنه شما بگو ساعت ۵ صب بریم شمال، هرکی پانشه …![]()
محصلین عزیز توجه توجه!
ضمن یادآوری غروب غم انگیز جمعه 31 شهریور
میخواستم چند نکته رو خاطرنشان کنم:
1- دیکته ی صحیح کلمات:
کصافط=کثافت، قرعان=قرآن، اصن=اصلا، ینی=یعنی، عاخه=آخه
عه=اِه، و عاغا=آقا میباشد!
2- از لایک کردن سوالات امتحانی
و پوک زدن معلمین و اساتید جداً خودداری نمایید
3- از ارسال درخواست دوستی برای هر عنصر
غیر همجنس که در مسیر مدرسه یا داخل دانشگاه
دیدید پرهیز نمایید
موفق باشید
تفاوت احساسات زن و مرد در ادامه مطلب
یه سری به این سایت بزنید و توش یه چیزی سرچ کنید
خیلی باحاله!
بعــــله! یه همچین کارایی بلدم من!! ![]()
------------------------------------------------------------------

منطق ایرانی در ادامه مطلب
وقتی زیبا هستی به خودت مغرور نباش!
فاصله بین زیبایی و زشتی یک حادثه ست ...
----------------------------------------------
اینم سایت رسمی حرم حضرت معصومه (س)
------------------------------------------------------------
سکوت نوشت : حدیثه عزیز 29 شهریور تولدت را تبریک میگم
آرزو میکنم همیشه موفق باشی تو زندگیو کار سختد
پرستاری واقعا سخته باور کنید
-------------------------------------------------
ضمن محکوم کردن حرکت ناجوانمردانه امریکا علیه مسلمانان
آهنگ المعلم سامی یوسف دانلود کنید
متنش هم تو ادامه مطلب هست
ولی هر کی 6 تا درست میگفت
الان تک وتنها اینجا اسمش بود شریک نداشت
----------------------------------------
5 امتیازی ونفرات اول حدس نفرات به ترتیب زود تر اومدن هست
گندمک همسر آقا آراس
یسنا
oghab
رعنا
مریم
راضیه
ستاره
----------------------------------------
4 امتیازی ونفرات دوم
فاطمه 1
باران
بیتا
آراس
زینب
منا
آهو
یگانه
ننه جون
هفت آسمانه
جواد (دوستم )
الهام بانووووووو
----------------------------------------
3 امتیازی ونفرات سوم
محیا
زویا
دخترک
فاطمه
پیوند
منیر
حسین
رکسانا
----------------------------------------
2 امتیازی و نفرات اخر حدس
آکام داماد رعنا اینا وپسر آراس وگندمک
همسر بیتا
پیره زن
جواد جان عشق الهام بانوووو
----------------------------------------
1 امتیازی و 0 امتیازی هم نداشتیماز همه 31 نفر که شرکت کردن ممنونم ![]()
سوال : به نظرتون هر چند ماه یک بار از این حدسا بازم بزارم خوبه ؟؟؟
خوشتون اومد ؟؟؟![]()
نکته من به 2 امتیازی ها اصلا ناراحت نشید چون
اندر اعترافات یک پرسپولیسی میگه
کاش “ته جدول” هم مثل “ته دیگ” باحال و خوشمزه بود! ![]()
6 تا اسم تو ادامه مطلبه که با راهنمایی من باید حدس بزنید
اسم 1 = با الف شروع میشه = وبا ر تموم میشه =4 حرفی
اسم 2= با م شروع میشه = و با ی تموم میشه =4 حرفی
اسم 3= با م شروع میشه = وبا د تموم میشه = 4 حرفی
اسم 4 = با ص شروع میشه = وبا الف تموم میشه= 3 حرفی
اسم 5 = با س شروع میشه = وبا ه تموم میشه = 5 حرفی
اسم 6 = با ع شروع میشه = وبا ی تموم میشه = 3حرفی
اخرش کسایی که حدس زدن من جمع میکنم
3تا از کسایی که بیشترین امتیاز اوردن معرفی میشن
تا پنج شنبه ساعت 12 ظهر این پست وقت داره
نحوه نظر دهی شما هم اینطوری باشه
شماره و اسم حدسی چیز اضافی ننویسید
اسم های یه خانوادست
اولی اسم مرد بگید
دومی اسم زن بگید
سومی وچهاری وپنجمی وششمی هم فرزندن
که نمیگم جنسیت را هیجان پیدا کنه











سلام دوستان به ذهنم یهو رسید
ببینم کی از تو لینکی هام زود تر وبلاگ ساخته
که تو این پست معرفی میکنم 10 تا اولین وبلاگی ها را که لینک من هستن
نفر اول فرشاد سال 84 ساخته = فرشاد (مغرور ترین پسر دنیا)
با این پست شروع کرده= http://farshadx.blogfa.com/post-1.aspx
واینم آخرین پستشه تا این لحظه =
http://farshadx.blogfa.com/post-77.aspx
سوال من از فرشاد:
احساسش از اینکه جز نفرات اولی هست که وب ساخته چیه ؟؟
نفر دوم ابجی باران سال 85 ساخته = ✮ هفت آسمانه ✮
با این پست شروع کرده= http://haftasemane.blogfa.com/post/1
واینم آخرین پستشه تا این لحظه =
http://haftasemane.blogfa.com/post/449
سوال من از باران:
برای اینکه بتونی مطالبتو به دیگران بفهمونی چه کاری باید کرد ؟؟
نفر سوم داداش روح الله سال 86 ساخته = آموزگار بزرگ دکتر علی شریعتی
با این پست شروع کرده= http://amozgarebozorg.blogfa.com/post/2
واینم آخرین پستشه تا این لحظه =
http://amozgarebozorg.blogfa.com/post/291
سوال من از داداش روح الله:
آیا به فکر حذف وب افتادی تا حالا وچرا دکترا سوژه خودت قرار دادی ؟؟
نفر چهارم یاسمن سال 87 ساخته = قـقــنــــــــــوس
با این پست شروع کرده=
http://www.ghoghnos-h.blogfa.com/post-1.aspx
واینم آخرین پستشه تا این لحظه =
http://www.ghoghnos-h.blogfa.com/post-144.aspx
سوال من از یاسمن دلیل ساخت وبش چیه ؟؟؟نفر پنجم داداش عباس که سال 87 ساخته = یک میلیارد اس ام اس
با این پست شروع کرده=
http://yaftian.blogfa.com/post/1
واینم آخرین پستشه تا این لحظه =
http://yaftian.blogfa.com/post/1659سوال من از عباس :
وبلاگی که ساختی اولش فک میکردی اینقد طرفدار پیدا کنی ؟؟؟
5 نفر دیگه هستن که در ادامه مطلب ببینید

صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم
آنقدر در ایستگاه منتظر می مانم تا تاکسی مورد علاقه ام برسد
در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم
راننده پیر و درشت هیکلی با دست های قوی و آفتاب سوخته
و چشم های مشکی رنگ است
که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز می گذارد
و با آنکه چهار سال است بیشتر صبح ها سوار ماشینش می شوم
فقط سه چهار بار صدای بم و خش دارش را شنیده ام
ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت
حضورش را این چنین لذتبخش می کند
ما هر روز از مسیر ثابتی می رویم، فقط چهارشنبه های آخر هر ماه راننده
مسیرهمیشگی مان را عوض می کند
یکی از چهارشنبه های آخر ماه به او گفتم
از این طرف راهمون دور می شه ها
می دونم
دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی می رفت
و چهارشنبه های آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب می کرد
چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر می رفت،
سر یک کوچه ترمز کرد،
نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت؛ ببخشید الان برمی گردم
و از ماشین پیاده شد
دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد،
یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت،
بعد سوار شد و رفتیم
به دست هایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود
که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دست هایش پیدا بود،
پرسیدم حالتون خوبه؟
گفت نه
نگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد
چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی می شود
چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او می گوید
خانواده اش اجازه نمی دهندبا او ازدواج کند
راننده از دختر جوان می خواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند
دختر جوان قول می دهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید
چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده،
راننده او را از دور دیده و رفته است
از راننده پرسیدم دختر جوان ازدواج کرد؟ نمی دانست
پرسیدم آدرسشو دارین؟
نداشت
در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود
فقط چهارشنبه های آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود
راننده گفت چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد
ولی دو ماهه نمیاد
به راننده گفتم شاید یه مشکلی پیش اومده
گفت خدا نکنه
بعد گفت یه ماه دیگه اگه نیاد می میرم
سکوت نوشت : تحلیلتون چیه از این پست ؟؟
من این مطلبو خوندم یاد این متن زیر افتادم
و اولی میره پای صندوق و میگه :
ممنون غذای خوبی بود این بقیه پول منو بدین برم :
صندوقدار : کدوم بقیه آقا ؟ شما که پولی پرداخت نکردی .
میگه یعنی چی آقا خودت گفتی الان خورد ندارم بعد از صرف غذا بهتون میدم
.خلاصه از اون اصرار از این انکار که دومی پا میشه و رو به صندوقدار میگه :
آقا راست میگن دیگه ، منم شاهدم وقتی من میزمو حساب کردم
ایشون هم حضور داشتن و یادمه که بهش گفتین بقیه پولتونو بعدا میدم .
صندوقداره از کوره در رفت و گفت :
شما چی میگی آقا ، شما هم حساب نکردی !
بحث داشت بالا میگرفت که دیدن سومی نشسته وسط سالن
و هی میزنه توی سرش .
ملت جمع شدن دورش و گفتن چی شده ؟گفت : با این اوضاع حتما میخواد بگه منم پول ندادم .
خوندنش اجباری نیست راحت باشید
واسه دلم نوشتم یادگاری برام بمونه
دوشنبه
بدون مقدمه شروع میکنم دوشنبه ساعت 7 صبح از درب منزل
راه افتادم و به ۷۲ تن رسیدم شوکه شدم
مسئولین قم چه سریع این 72 تن را درست کردن وتحویل دادن اینم عکسش
هفتاد ودو تن خیلی عالی شده کلاسیک وشیک شده دستشون درد نکنه
ساعت 8 صبح اتوبوس حرکت کرد وساعت 12 رسیدم اصفهان
وهمه مسافر کش های اصفهانی با لهجه های شیرینشون ریختن رو سرم
دادا دربست میخوای ؟؟ کجا میری دادا ؟؟
سوار یکی شدم وبه سمت منزل پسر عمم که تو خیابان اینه خانه هست
رسیدم چایی وناهار را خوردم ودیدم نت دارن یکم نشستم پا نت
بعد رفتم با یاسمین بازی کردم تو اتاقش
یه عالمه عروسک داره وکلی بازی رو کامپیوترش داشت
خودمو سرگرم کرده بودم
که بعد ازش پرسیدم برای بچت هم عروسک اینقد میخری ؟
گفت منو محمد امین به هم قول دادیم دوست دختر دوست پسر بمونیم
وازدواج نکنیم از تعجب دهنم یه 10 مینی باز مونده بود
یاد این مثال که الان به دستم رسید افتادم
پشت سیستم پسرخاله دوازده ساله م نشستم می بینم
روی دسکتاپش ۲۰۸ تا فیلم پورن هست.
بهش میگم : تو خجالت نمیکشی ؟؟
میگه : خوشت اومد برشون دار :|
والا من تا پونزده سالگیم فک میکردم رابطه زناشویی ینی زنشونو میبرن حموم میشورن !!
عصری راه افتادم خونه عمم که دارن بنایی میکنن
یکمی کمک کردم تو کارهاشون وبعد باهاشون راه افتادم
سمت خونه دختر عمم وشامو زدیم ویکمی حرف زدیم
که یهو وسط بحث وبازی با دخترش هلیا خوابم برد از بس خسته بودم
وساعت 12 یهو از خواب بیدار شدم یاد برنامه نود افتادم
تی وی را روشن کردم برنامه را ببینم
یک ساعت که دیدم دوباره خوابم گرفت
اصلا یه وضعی بود معتاد شده بودم هی خوابم میگرفت
سه شنبه
صبح بعد نماز با شوهر دختر عمم وشوهر عمم رفتیم
پارک دمه خونشون که پارک بزرگی بود
اسمش رستم شیرازی بود
پیاده روی کردم ودویدیم ونرمش کردیم اینم عکس پارک
از پیر وجوان اومده بودن کلی صبحی ورزش کنن
منم که تنبل تو پیاده روی کم اورده بودم
حتی از شوهر عمم که60 سالشه 3 دور زدیم دور پارک
بعد رفتم نرمش با دستگاه های ورزشی که اونجا بود
کیف داد سر حال شده بودم کله صبحی بعد نشستم
پا تلوزیون که همش داشتن از اجلاس تهران حرف میزدن
ماهواره راروشن کردم وتو شبکه هاش میچرخیدم
ویه شبکه خوب پیدا کردم نشستم به دیدنش خیلی عالی بود
شبکه مستندحیوانات بود بعد یکمی هم شبکه های ورزشی را دیدم
بعد رفتم صبحانه خوردم وبعد رفتم پای کامپیوتر وکانتر ستریک بازی کردن
وبعدش رفتم خیابونا اصفهان را بگردیم
با دختر عمم ودخترش وعمم هیجانی بود خوب بود
یه جا توقف کردیم رفتم برای هلیا ادامس بخرم یه بسته ادامس خریدم
از اون گروناش اینم عکسش آدامس خدا تومن
منم سابقه خریدن از اون گروناش را نداشتم تا حالا
یه 2 هزاری دادم طرف دیدم داره نگاهم میکنه
اونم دید منم دارم نگاهش میکنم حالا چرا نگاه ؟؟؟
نگاه های متفاوت من منتظر بقیه پولم بودم
طرف منتظر بقیه پولی که من باید بدم
بعد دیدم پس نیمده گفتم اقا 2 هزاری دادم بهتون
اونم گفت ادامس قیمتش 3 هزار تومنه
منم تعجب کردم یه نگاه به ادامس کردم دیدم اره راست میگه
بقیه پولا دادم ومعذری خواهی کردم
بعد تو ادامه اصفهان گردی من گفتم بریم خونه آقا جونم خوشحال بشه منو ببینه
سر حال نبود خیلی یه جا خوابیده بود تکون نمیخورد 91 سالشه
اینم کلیپ خونه پدری مادرم که منم کلی خاطره توش دارم
اخر این کلیپ یه گنجه هست که کلی خاطره دارم ازش
برام هله هوله اونجا قایم میکرد
وبه من بیشتر از سایر نوه های دیگه میرسید یعنی عاشق من بود
کاش منم بمیرم قبری که خاکه 2 طبقه هستش من تو یه طبقش ارام بگیرم
بعد تو ترافیک با رانندگی حرفه ای دختر عمم برگشتیم خونشون
وناهار ماکارنی تندشو خوردیم
اینقد تند بود که منو یاده هندی ها انداخته بود
وفک کنم 5 لیتری با غذا اب خوردم
وعصری استراحت کردم وتماشای تی وی ونماز مغرب عشا را خوندیم
وحرکت کردیم برای شهر بازی وشام خوردن بیرون
همه مخارج این شهر بازی با من بود یعنی مهمون من بودن ایووووووول به خودم
اول رفتیم پشمک خوردیم وبعد رفتیم وسیله های شهر بازی را سوار بشیم
کشتی صبا سوار شدیم اول خیلی هیجان داشت جدال جیغ وداد بود
اینم کلیپش
وبعد رفتیم تخته فنر هلیا را فرستادیم توش بپره بالا پایین
میترسید بهش گفتیم نترس شجاع باش بعد به خودش اعتماد به نفس میداد
ومیگفت هلیا شجاعه هلیا نمیترسه همتونو دوس دارم
بعد رفتیم قطار سوار شدیم تونل وحشتش جالب بود یکمی
بعد شاهین وتاب هوایی سوار شدیم
بعد رفتیم بیرون فلافلی شام خوردیم چه خوشمزه بود بعد اومدیم خونه
شب نشینی با دختر عمم وشوهرش تا 2 بیدار بودیم وحرف میزدیم
وفیلم اسپارتاکوس را میدیدیم
چهار شنبه
صبح نرمش نرفتم چون تنبلم خوابیدم تا 9 صبح
بعد حرکت کردم سمت خونه خاله بابا ومامانم برای دیدن کیوان
ورفتن برای ورزشگاه ناهار اونجا بودم وعصری رفتیم سرخاک زاینده رود
وفاتحه برای زاینده رود خوندم اینم عکسش

چند تا عکس دیگه هم گرفتیم با کیوان در زیر مشاهده کنید
بعد رفتیم هتل اسمان اردوی سپاهان اونجا بود قبل بازی با فجر سپاسی
ورفتیم تو اتاق احمد جمشیدیان بازیکن سپاهان کاپیتان دوم سپاهان
2تا بلیط vip گرفتیم ازش
کیوان رفیق شفیق احمد جمشیدیان هست
اینم بلیط
بعد رفتیم خونه استراحت کردیم ساعت 5/30 حرکت کردیم
به سمت ورزشگاه وبازی ساعت 7 بود
بازی بین سپاهان اصفهان وفجر سپاسی شیراز
اینم چند کلیپ از بازی سپاهان وفجر
دقیقه 85 با کیوان رفتیم تو جایگاه ویژه وبا کی روش دست دادیم
خداداد افشاریان هم بود با اونم دست دادم
میخواستم بزنم تو دهنش با این داوری هاشون
خدا را شکر بردن تو خیابونا بعد بازی رقص وپایکوبی شده بود
خوشم اومده بود از تماشاگرا
بعد رفتیم خونه با کیوان شام خوردیم
وساعت 1 شب دوباره کل کل داشتم با کیوان
ال کلاسیکو بود بازی رئال مادرید وبارسلونا
کیوان بارسایی هست منم رئالی هستم
اخرش هم رئال 2-1 برد وقهرمان شد ایووووووووووول بهت رئال
عاشقتم رئال رو کیوان را کم کردی
خصوصا خوشم اومد زینب وحانیه که توبازی رفت حاله منو گرفتن
حالشون گرفته شد
پنج شنبه
صبحانه پنج شنبه را آش شله قلم کار خوردم اصفهانی این آش را خیلی دوس دارن
بعد رفتم سمت محله اخر اصفهانم چون نزدیک خونه خاله بابام بود
اول رفتم نزدیک مدرسه دورام ابتداییم شهشهان اینم عکس درب مدرسه
وبعد رفتم سمت محله اخرین خونه ای که اصفهان ساکن بودیم
راستی خونه ابن سینا تو محله ما بوده
اینم عکس خونش
وبعد اینم کلیپ اول کوچه تا دمه خونمون عجب کوچه ای بود یادش بخیر
بعد رفتم خونه رحمان وعلی یاد قدیما کردم
وبازی ها وشیطنت های قدیم وکلی سر حال شدم
وبعد برگشتم خونه خاله بابام استراحت کردم
تا ظهر بعد رفتم خونه خاله خودم
برای ناهار خوردن جیگر چون شوهر خدا بیامرزش جیگرکی بوده
وهیچ جیگرکی تو اصفهان نیست
که اسم حسن جیگر به گوشش نرسیده باشه
روحش شاد باشه
بعد با نوه خالم با موتور رفتیم تو اصفهان گشتیم
حال داد ویه بستنی زدیم تو رگ
بعد رفتم خونه داییم وبحث سیاسی کردم یعنی بیشتر شنونده بودم
وبعد شطرنج بازی کردیم 4 بار 3تا باختم 1 بردم
وبعد شوهر عمم اومد دنبالم بردم خونه دخترعمم وشب خوابیدم اونجا
جمعه
صبح بازم نرمش نرفتم چون تنبلم
وبعد بیدار شدم یکمی رفتم فوضولی تو کامپیوتر دختر عمم
البته بهم گفته بود فقط تو درایو f نرم که نرفتم بچه خوبیم
بعد خوابیدم یکمی و بعدناهار تپل را زدم به شکم وبعدش ساعت 4 راه افتادم
ساعت 9 شب رسیدم خونه تو راه هم یه تصادف وحشتناک شده بوده
رسیدم خونه رفتم سریع خودمو گم کردم تو خونه پشت کتابخونمون قایم شدم
خواهرمو ترسوندم کیف داد کلی خستگی سفرم پرید خداییش
بعد مامانم اومد برام شام بکشه داشت برام ماست میکشید
وحرف میزد کله ماستو خالی کرد رو میز از بس هول شده بود
پسر گلشو میدید بعد چند روز
ولی در کل سفر خوبی بود برام
میخواستم شنبه ویک شنبه اهواز باشم
که یه دوست عزیز با منفی اندیشیش
نذاشت من برم اهواز

سکوت نوشت :دوشنبه میرم اصفهان یه هفته ای نیستم
چهار شنبه هم میرم ورزشگاه بازی سپاهان وفجر سپاسی
تیم سپاهانو تشویق کنم کلیپ وعکسم میگیرم برا وبم

یک عروس و داماد که همزمان با دیدار استقلال و پرسپولیس
مراسم ازدواج خود را برگزار خواهند کرد
در یکی از اتوبون های منتهی به مجموعه ورزشی آزادی
اقدام به حرکت جالبی کردند
و با در دست گرفتن پرچم قرمز توسط عروس و پرچم آبی توسط داماد
در خیابان به تشویق این تیم ها پرداختند
که اقدام آنها مورد توجه سایرین قرار گرفته بود.
استقلال 0-0 پرسپولیس
|
|