|
سكوت
|
||
|
http://pichak.net/roozanehfall/fall.php# |
اون چيه كه مامانا و آبجيا
همزمان ، وقتي باهاش حرف ميزنن دارن باهاش ذكرم ميگن ؟
جواب تو ادامه مطلب
==================================
==================================

حالت اولش و اون حوریان بهشتیش خیلی قشنگه ![]()
![]()
![]()
![]()
بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه.
ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر می برند.
وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده
بیرون میان اون خانم بر میگرده میگه :
آه چه جالب شما مرد هستید...
ببینید چه بروز ماشینامون اومده !
همه چیز داغان شده ولی ما سالم هستیم .
این باید نشانه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و...
زندگی مشترکی را با صلح و صفا آغاز کنیم ! مرد با هیجان پاسخ میگه:
"بله کاملا" با شما موافقم این باید نشانه ای از طرف خدا باشه !"
بعد اون زن ادامه می دهد و می گه :
"ببین یک معجزه دیگه. ماشین من کاملا" داغان شده
ولی این شیشه مشروب سالمه .
مطمئنا" خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه
تا ما این تصادف خوش یمن رو جشن بگیریم !
بعد زن بطری رو به مرد میده .مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده
و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشد
.بعد بطری رو برمی گرداند به زن زن درب بطری را می بندد
و شیشه رو برمی گردونه به مرد.
مرده می گه شما نمی نوشید؟!
زن در جواب می گه :
نه . فکر می کنم باید منتظر پلیس بشم..! ![]()
![]()
امروز به مامانم گفتم ناهار چی داریم؟
گفت مروری بر رویدادهای هفته
![]()
یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ... مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...![]()
![]()
مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا ...![]()
مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ...![]()
مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...![]()
مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره. توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...![]()
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت .![]()
مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست ... ![]()
و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...![]()
مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت ...![]()
بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن ![]()
یه طبقه خونمون را گذاشتیم برای فروش 130 میلیون قیمت کارشناسی![]()
بعد تو روزنامه اگهی دادیم 10 میلیون زیر قیمت کارشناسی
بعد یه خانواده نمیگم از کجا اومده بودن خونه را پسندیدن بعد رفتن زنگ زدن به بابام ![]()
که اره ما 10 میلیونمون آمادس کی اساس هامون را بیاریم دقیقا ![]()
واقعا اینا از کدوم سیاره اومدن فک کردن خونه به این خوبی 10 میلیون تو این گرونی ها ![]()
طبقه که برا فروشه همکفه وحیاط مشترک داریم با طبقه پایین وپارکینگ هم در اختیار همکف ![]()
خداییش چقد خندیدم دلم درد گرفته بود ![]()
![]()
دیریریرینگ زنگ خورد !
چهره ی لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا بعد از خوردن زنگ
السلام علیکم و رحمت الله
دوستای گلم انشاالله فردا عازم حرم امن الهی و مدینه منوره هستم
ضمن خداحافظی صمیمانه از همه تقاضای حلالیت دارم ...
نایب الزیاره شما خواهم بود ... خدا نگهدار ... التماس دعا
از وزارت اطلاعات امروز با من تماس گرفتن و گفتن:
برادر
گفتم: بله؟
گفتن: خیلی باحالی... دمت گرم... پست هاتو همیشه دنبال میکنیم :دی
نتایج ملت بد شانس در ادامه مطلب
در ضمن وبلاگ **✿دوقلوهای شیطون✿** (رعنا)
ساعت 8 شب میخواد همین حدس منو با اسم های دیگه بزاره
البته بیشتره حدس ها 12تا باید انتخاب کنیم
واااااای خودم فک کنم اخر بشم تو حدسش اخر بد شانسی هستم
سلام دوستان 7 تا گروه 3 تایی را دسته بندی کردم
گروه اول
روشنک
یگانه
سحر
------------------------
گروه دوم
ندا
نرگس
مریم
------------------------
گروه سوم
حدیثه
بیتا
رعنا
------------------------
گروه چهارم
رها
ثمین
ساجده
------------------------
گروه پنجم
محیا
منیر
الهام
------------------------
گروه ششم
حانیه
زینب
نیوشا
------------------------
گروه هفتم
باران
فاطمه
مهشید
------------------------
شما باید از هر گروه یک انتخاب داشته باشید تا شانس شما مشخص بشه
از الان تا پنج شنبه ظهر ساعت 3 بعد ظهر وقت هست برای شرکت
7 انتخاب من تو ادامه هست رمز هم بهش دادم
بعد پایان حدس رمز برداشته میشه
یعنی هر کی 7 تا انتخاب را درست بگه ایووووووول داره
البته بعید میدونم کسی بتونه
اقا آراس وپسرش آکام وهمسرش وخواهر زاده اقا آراس (آبچلیک)
رفتم برای دیدن ضریح خیلی خوش گذشت
برای دیدن عکس های ضریح به لینک های زیر مراجعه کنید
در ضمن توافق نامه ای بین من وآکام به ثبت رسید![]()
که سر فرصت آقا آراس تو وبش میگه
قابل توجه رعنا وسایر طرفدار های آکام
اینم یه کلیپ از ضریح تقدیم شما ببخشید حجمش زیاده ![]()
ایشالله روزی همه کربلا
پست بعدی حدس دوشنبه شروع میشه تا پنج شنبه جمعه نتایجشو میگم
رتبم را دوست دارم میتونم حداقل پرسپولیسیا درک کنم ![]()
![]()

|
رتبه |
نام وبلاگ |
نام نويسنده |
تعداد آراء |
|
1 |
خاطرات من |
سپي |
755 |
|
2 |
خاطرات يك عاقد |
1عاقد |
566 |
|
3 |
خاطرات يك پزشك |
آرش |
551 |
|
4 |
خوشبختي زير پوست من |
نازنين |
536 |
|
5 |
ميثمك |
ميثم |
309 |
|
6 |
شيطنت هاي زني كه من باشم |
خانم فانتزي |
191 |
|
7 |
آويسا كوچولو |
مامان پاتمه |
188 |
|
8 |
خاله آذر |
پزشك عمومي |
147 |
|
9 |
سوته دلان |
بهمن |
141 |
|
10 |
كافه كافكا |
كافه چي |
131 |
|
11 |
همه شب تا دم صبح |
راضيه |
124 |
|
12 |
خوشبختیهای یک زوج شیعه |
ستاره |
118 |
|
13 |
سكوت |
سكوت |
112 |
|
14 |
گاگول |
گاگول |
108 |
|
15 |
توت فرنگي |
حسن |
81 |
|
16 |
اضافه كاريهاي يك خودكار قرمز بيرنگ |
پويا |
63 |
|
17 |
منو پك ميزني آروم |
هومن |
55 |
|
18 |
خاطرات يك تبعيدي |
آرش |
50 |
|
19 |
طليعه خوشبختي |
الهام |
48 |
سلام دوستان
قم میزبان ضریح جدید امام حسین (ع) بود
وبلاخره به پایان رسید واز فردا به روی مردم دوستدار باز میشه برای بازدید
از تاریخ 11 مهر به مدت 15 روز
ساعت حضور مردم :8 صبح الی 12 ظهر
بعد ظهر از ساعت 14 الی 20 شب
منم پنج شنبه میرم برای دیدن ضریح جدید
قم - ابتدای بلوار امین - شبستان مدرسه علمیه معصومیه(س)

نظر سنجی وبلاگ میثمک اگه رای ندادی
برید حتما کلی عقب افتاده وبم تو نظر سنجی
قانونش هم رعایت کنید شمارش بشه رایتون
http://meysamak.blogfa.com/post-642.aspx
خودم میخوام چند نفر را دعوت رسمی کنم بیان قم وزیارتشون کنم
اگه شرایطش را داشته باشن
http://meysamak.blogfa.com/post-643.aspx
آغاز نظر سنجی
تو لینک میثمک که پست قبلی بود نظر ندید
تو این لینک بالا نظرتون را بگید
قانون هاشو یادتون نره
معرفی کاندیداهای نظرسنجی بهترین وبلاگ نیمه اول سال 91
این قانون زیر هم رعایت کنید اگه رفتید رای بدید به وبلاگم
تا رای شما حساب بشه
به منظور جلوگیری از تقلب، دو اقدام صورت میگیرد.
اول اینکه رای دهندهها حتماً نام وبلاگ و یا ایمیل خود را موقع رای دادن بنویسند.
به صورت رندوم به بعضی از دوستان ایمیل تایید رای زده خواهد شد.
دوم هم اینکه رای دهندهها حتماً به ۳ وبلاگ برتر رای دهند.
در غیر این صورت، آراء تکی، بدون وبلاگ و یا ایمیل، شمرده نخواهند شد.
شروع نظر سنجی هم دوشنبه ساعت ۱۰ صبح
به مدت 48 ساعت
پیشاپیش از رای شما ممنونم
اگه خواستید تو وبتون واسم تبلیغ کنید دوستانتون هم شرکت کنن
--------------------------------------------------
هر روز که میام فیسبوک میبینیم یکی گفته:
iphone 4s یا ipad ، واسه خودش خریده یا برای مامانش خریده
یا برای دوست دخترش خریده!!!
فکر کنم یه اشتباهی شده و من اشتباهی قاطی ادد لیستِ بچه پولدارا شدم!
خواهشا ما رو ریموو کنید!
ما واسه شارژ ایرانسل مونم وام می گیریم!
------------------------------------------------------------------
۰۵۱۱۲۰۰۳۳۳۴

اولین خاطره ای که به یادت میاد
از دوران ابتدایی وراهنمایی ودبیرستانت بگو
-----------------------------------------------------------------------------------------------
یادمه اول ابتدایی یه فرم اوردن کلاسمون وگفتن کی باباش سیگار میکشه
اولش همه سکوت کرده بودن بعد من گفتم بابا من بابا من![]()
بعد همه دیدن من فرم گرفتم نفر اول
شروع کردن که اره بابا من بابا من
یعنی اول ابتدایی آبرو بابا هامون را بردیم ![]()
یادمه هر ماه دوره سلامت داشتیم چشم وقد وزن همه را تست میکردن
منم یه بار برا چشم به دروغ هر چی علامت میگفت بر عکس واشتباه میگفتم
برام نسخه نوشت برم چشم پزشک نمیدونم چی بود مثل تلسکوپ بود
چشممو دید گفت از من سالم تری تو واسه چی گفت بیای اینجا
بعد رفتیم خونه به مامانم گفتم کلک زده بودم
دوره راهنمایی یادمه دفتر نمره ها دست میبردیم
چه هیجانی داشت خداییش![]()
یادتون میدم مدرسمون ۳ طبقه بود ما هم کلاس هامون طبقه دوم بود
بعد با یه دوستام که همکلاس نبودیم نقشه کشیدیم
تو از کلاس بیا بیرون و بیا دمه کلاس ما بگو ابوالفضل با دفتر نمره بیاد دفتر
بعد من با دفتر نمره که میمدم بیرون میرفتیم
طبقه سوم که معمولا هیچ کس نبود
دست کاری میکردیم تو دفتر نمره
ومن بعد یه ربع بر میگشتم کلاس با دفتر نمره
خیلی با حال بود چه ۲۰ هایی میدادم به خودم
وتو نمره ها بچه ها هم دست میبردیم ![]()
دبیرستان: یادمه تو زمستون میرفتم تو کتابخونه مدرسه نزدیک بخاری
بعد خودمو گرم گرم میکردم در حدی که پیشونیم داغ میشد
بعد میرفتم دفتر میگفتم سرم به شدت درد میکنه تب دارم
دست میذاشت مرخص میکرد منو ![]()
البته این ترفند واسه موقع هایی بود اصلا دوست نداشتم بمونم مدرسه
ماله اول دبیرستانم بود این خاطره
سوم دبیرستان که سر خود بودم مدرسمون بودن ونبودنمون را گیر نمیداد
|
|