سكوت
 
 
http://pichak.net/roozanehfall/fall.php#
 
يادم مياد بچه که بودم

بعضي وقت ها يواشکي بابامو نگاه مي کرديم

که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن

آشغال هاي ريزي بود که روي فرش ريخته شده بود

من حسابي به اين کارش مي خنديدم

چون مي گفتم ما که هم جارو داريم هم جارو برقي.

چند روز پيش که حسابي داشتم با خودم فکر ميکردم

که چه جوري مشکلاتم رو حل کنم

يهو به خودم اومد ديدم که

يک عالمه آشغال از روي فرش جلوي خودم جمع کردم..!

===============

چند روز پیش سر کارمون این آقای بازیگر اومده بود

بعده سلام علیک سریع رمز وای فای میخواست

منم اول نشناختمش همکارم شناختش اول

منم اسمشو از همکارم پرسیدم

بعد من سریع تو گوگل سرچ زدم فهمیدم کیه

 مرد با حالی بود

سریالشم شبکه یک داره نشون میده

نمیگم کی بود بهتون خودتون پیدا کنید کی بوده

 

اینم عکس یادگاریمون

 

 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۳/۰۶/۲۴ساعت   توسط ابوالفضل  | 
  بالا