|
سكوت
|
||
|
http://pichak.net/roozanehfall/fall.php# |
اسلام مىگويد: چنين مردهاى را براى كفن كردنش
بايد از زن، دختر و پسرش اجازه بگيرند.
اگر اجازه كفن ندادند، به دولت بگويند:
اين مرده بى كفن است و پول ندارد. دولت كفن و دفنش كند.
«بعضى ثروتمندان بيدار نمىشوند تا وقتى كه مرده شور،
كيسه زبر و كفن را به تن آنها بكشد و ببينند
كه از ميلياردها ثروت، يك كفن ندارند، زن و بچه اجازه نمىدهند.»
خواستند اين مرده را در باغ طوطى شاه عبدالعظيم دفن كنند.
اين مرده با دوستان من خيلى رفيق بود.
پانصد سند ملكى داشت. در يك ملك زندگى مىكرد
و چهارصد و نود و نه تاى ديگر را با قيمتهاى سنگين اجاره داده بود.
وقتى تابوت را در باغ طوطى گذاشتند، به دفتر شاه عبدالعظيم رفتند
و قبر خواستند. آن زمان، گفتند: دو ميليون تومان پول آن مىشود.
گفتند: چه كنيم؟ بچه نيز نداشت. نزد همسرش آمدند. گفتند:
مىگويند: دو ميليون تومان پول مىخواهد، گفت:
كل اين جنازه دو ريال نمىارزد، دو ميليون تومان؟!
آن خانم گفت: آمبولانس را بگوييد تا او را به بهشت زهرا ببرد.
گفتند: پانصد سند دارد. گفت اكنون كه مالك آنها نيست.
مالك آنها من هستم، نمىدهم.
اميرالمؤمنين عليه السلام به حضرت مجتبى عليه السلام فرمودند:
بدبختتر از اين آدمها در قيامت، خودشان هستند.
============

پسر آراس خان تو مسابقه نی نی کوشولو ها شرکت کرده
شمارش 1090 هست
http://meysamak.blogfa.com/post-699.aspx
لینک بالا برید وضمن دادن رای به 1090 به 2تا عکس دیگه هم رای بدید
واینکه ادرس وبلاگ یا ایمیل حتما بزارید تا رای شما محسوب بشه
تا قبل تاسوعا عاشورا فرصت برای رای دادن هست
======================
التماس دعا از همه
جمعه صبح میرم اصفهان
تاسوعا وعاشورا اصفهان باشم
پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟
آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.
گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

ختم زیارت عاشورا تو وبلاگ ابجی باران
هر کی خواست بره وبلاگ
از گورخري پرسيدم:
«تو سفيدي راه راه سياه داري، يا اينكه سياهي راه راه سفيد داري؟»
گورخر به جاي جواب دادن پرسيد:
تو خوبي فقط عادتهاي بد داري، يا اينكه بدي و چند تا عادت خوب داري؟
ساكتي بعضي وقتها شلوغ ميكني، يا شيطوني بعضي وقتها ساكت ميشي؟
ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي،
يا ذاتا افسرده اي بعضي روزها خوشحالي؟
لباسهات تميزن فقط پيرهنت كثيفه، يا كثيفن و شلوارت تميزه؟
و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد، و بعد رفت!
و من ديگه هيچ وقت از گورخرها درباره ي راه راهاشون چيزي نميپرسم.
====================

ديد عده اي در گوشه اي از مسجد نشسته اند.پرسيد:اينان كيستند؟
گفتند رجال الحق.
فرمود: به چه دليل مردان حق هستند؟
گفتند: از اين رو كه داراي نجابت و عزت نفس هستند
اگر كسي به آنها غذا داد شكر مي كنند وگرنه صبر مي كنند.
هيچ تقاضا نمي كنند و دست گدايي به سوي كسي دراز نمي نمايند.
امام علي(ع)فرمودند:
سگهاي كوفه هم چنين هستند, آنگاه آنهارا از مسجد بيرون كرد
و به آنها فرمود:برويد كار كنيد.
====================
از همه عزیزانی که تولد حضور داشتن ممنونم
عجب شب خاطره انگیزی بود واسم خداییش هنگ کردم 2 ساعت اول
اصلا نمیتونستم نظراتو پاسخ بدم
تو 10 دقیقه 70 تا نظر اومد
راستی شارژ ها ارسال شد
خروس جنگی و توت فرنگی ونینا برنده شدن
واینکه کادو ها عالی بودن همشو سیو کردم
===============
فردا میرم تهران پسر دختر عمم به دنیا اومدش 17 آبان
اسمشو گذاشتن پارسا
عکسشو تو همین پست میزارم


بی لب بودنش منو کشته
واینکه اخمو داشته باشید
================

اگه چنين اس ام اسي برات بياد چي جواب ميدي ؟؟


تاجری در دهکده ای مقدار زیادی کاکائو خرید
و می خواست با گاری کالایش را به انبار خانه اش منتقل کند.
در راه از پسری پرسید تا جاده چقدر راه است.
پسر جواب داد اگر آرام بروید حدود ده دقیقه کافی است.
اما اگر با سرعت بروید نیم ساعت و یا شاید بیشتر.
تاجر از این تضاد در جواب پسر ناراحت شد
و به او بد و بیراه گفت و به سرعت اسب هایش را به جلو راند
اما پنجاه متر بیشتر نرفته بود که چرخ گاری به سنگی برخورد کرد
و با تکان خوردن گاری همه کاکائو ها به زمین ریخت.
تاجر وقت زیادی برای جمع کردن کاکائوی ریخته شده صرف کرد
و هنگامی که خسته و کوفته به سمت گاری اش بر می گشت
یاد حرف های پسر افتاد و وقتی منظور او را فهمید
بقیه راه را آرام و با احتیاط طی کرد.
========================

پست بعدی پست تولدم دقیقا 21 آبان ساعت 00:00
به نظرات 1/8/21/22/69
جایزه میدم احتمالا شارژ 2000
==============
قضیه خانجونم (مادرپدری)
دیروز بابام از کربلا اومدش بعد دیشب مهمون داشتیم
برا شام همه رفتن سر سفره من اومدم دقیقا کنار خانجونم نشستم
همه میخواستم دلیل این کارمو بدونن منم گفتم در ادامه خواهید دید
بعد وسط های شام بود یهووو خانجونم دید کسی حواسش نیست
نصفی کبابشو گذاشت تو بشقاب من
بعد دختر عمم وعمم دیدن نامردا
دختر عمم گفت اق ابوالفضل التماس دعا
ما را هم دعا کن
منم گفتم محتاجیم س..ه خانم قابلی نداره اگه میخوای برای شما
«فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟»
ماکس جواب می دهد: «چرا از کشیش نمی پرسی؟»
جک نزد کشیش می رود و می پرسد:
«جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم.»
کشیش پاسخ می دهد:
«نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است.»
جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند.
ماکس می گوید:
«تعجبی نداره. تو سئوال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم.»
ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد:
«آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم ؟»
کشیش مشتاقانه پاسخ می دهد: «مطمئناًً، پسرم. مطمئناً.»
=========================
البته منم تا شنیدم گفتم شایعه است ،
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
ولی بعضی از بچه ها میگن برای خودشون اتفاق افتاده . . .
مثه اینکه تازگیا ایرانسل میس کال هم میندازه !
======================

دکتر در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :
"متاسفم که باید حامل خبر بدی براتون باشم
تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه ."
"این عمل ، کاملا در مرحله أزمایش ، ریسکی و خطرناکه
ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره
بیمه کل هزینه عمل را پرداخت میکنه
ولی هز ینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنین ."
اعضا خانواده در سکوت مطلق به گفته های دکتر گوش می کردن
بعد از مدتی بالاخره یکیشون پرسید :" خب , قیمت یه مغز چنده؟";
دکتر بلافاصله جواب داد :"5000$ برای مغز یک زن و 200$ برای مغز یک مرد ."
موقعیت نا جوری بود , خانم های داخل اتاق سعی می کردن نخندن
و نگاهشون با آقایون داخل اتاق تلاقی نکنه
بعضی ها هم با خودشون پوز خند می زدن !
بالاخره یکی طاقت نیاورد و سوالی که پرسیدنش آرزوی همه بود
از دهنش پرید که : "چرا مغز خانم ها گرونتره ؟ "
دکتر برای حضار داخل اتاق توضیح داد که :
" این قیمت استاندارد عمله !
باید یادآوری کنم که مغز آقایون چون استفاده میشه
خب دست دومه و طبیعتا ارزونتر !"
مطلب طنزه ها جدیش نگیرید
=================
دیشب یه send to all واسهcontact گوشیم زدم که عیدت مبارک ...
جوابا عالی بود ...
- مرسی
- شما ؟؟
-خفه بابا
- چه عجب ...
- مهمونی میایی ؟؟
-دوست دخترت چطوره ؟؟؟
-u ??
-با دوست دخترت بهم زدی یاد ما کردی ؟؟؟
- من دوست دخترشم . شما ؟؟؟
- این خط واگذار شده ...
یه همچین منگلایی دوستای منن : 
![]()
نام علی =هدایت
درس علی =عدالت
راه علی =سعادت
حب علی =لیاقت
کار علی= شفاعت
عشق علی =شهادت
ذکر علی =عبادت
عید علی =مبارک

سید ها عیدی منم بدن
سریع
اگه مادرتون هم سید باشه قبوله عیدی باید بدید
تو ادامه مطلب ببینید وبخوانید عیدی های منو از سید ها
اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!
و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!!!...
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم
چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری
طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی
در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری
و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست.
============

در آن گیر کرد و هر کاری کرد ، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند
به ناچار پدرش را به کمک طلبید اما پدرش هم هر چه تلاش کرد
نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند .
پدر دیگر راضی شده بود به شکستن گلدان
که تصادفا خیلی هم گرانقیمت بودفکر کند .
قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت :
دستت را باز کن ، انگشت هایت را به هم بچسبان
و آنها را مثل دست من جمع کن آن وقت فکر می کنم دستت بیرون می آید .
پسر گفت : " می دانم اما نمی توانم این کار را بکنم "
پدر که از این جواب پسرش شگفت زده شده بود پرسید :
" چرا نمی توانی ؟ "
پسر گفت :
" اگر این کار را بکنم سکه ای که در مشتم است ، بیرون می افتد " .
نتیجه اخلاقی :
گاهی انسان در زندگی به بعضی چیز های کم ارزش چنان اهمیت می دهد
که ارزش دارایی های پرارزش مان را فراموش می کنیم .
=================
خودم آفتابی
یک انتخاب داشته باشید
می گویند در زمانهای دور پسری بود
که به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست
با دستانش کار با ارزشی انجام دهد.
این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت
و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت
خیره می شد و هیچ نمی گفت.
روزی شاهزاده ای از کنار کلیسا عبور کرد و پسرک را دید
که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید.
از اطرافیان در مورد پسر پرسید.
به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسا می آید
و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید.
شاهزاده دلش برای پسرک سوخت. کنار او آمد و آهسته به او گفت:
«جوان، به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ، بهتر است
برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی.»
پسرک در مقابل چشمان حیرت زده شاهزاده، مصمم و جدی
به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد:
«من همین الان در حال کار کردن هستم!»
و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد.
شاهزاده از جا برخاست و رفت.
چند سال بعد به او خبر دادند
که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه
با شکوه از حضرت داوود ساخته است.
مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای
مجسمه سازی دنیا به شمار می آید.
نام آن پسر «میکل آنژ» بود!
نتیجه گیری :قبل از شروع هر کار فیزیکی بهتر است
که به اندازه لازم در موردش فکر کرد. حتی اگر زمان زیادی بگیرد.
خداحافظ همه من رفتم فکرکنم میخوام یه کار بزرگ کنم ![]()
![]()

ترول رد کن بیاد! در ادامه مطلب
![]()



روزي دختر را به همراه دو دوست دخترش به منزل دعوت کرد
و به مادر گفت مي خواهم حدس بزني که عشق من کداميک است .
بعد از رفتن آنها از مادر پرسيد:
توانستي دختر مورد علاقه مرا از اين سه تا تشخيص بدهي؟
مادر گفت: بله و مشخصات دختر را بيان کرد .
پسر با تعجب پرسيد: مادرم از کجا فهميدي
که اين دختر مورد علاقه من است؟
مادر جواب داد: سبحان الله نميدانم چرا ازش بدم اومد و هزار عيب .
========================

خانم ها تو رانندگی نه راه میدن نه راه میرن
دیروز بابامو بردم ترمینال که بره کربلا بعد بابام دیرش هم شده بود
ساعت 2 بلیط اتوبوس بود تو اتوبان پشت یه زنه افتاده بودم
بد بختی راه نمیداد اعصابم خورد شد بوووووقو گرفتم
بازم راه نداد مجبور شدم از سمت راستش سبقت بگیرم که یهووو اقا پلیسه

جلومو گرفت بعد رفتم پایین دلیل سبقتم از سمت راستو بهش بگم که گفتم
خانمه راه نمیداد سرعت خانمه هم فک کنم 90 تا بود
گفت: میفهم چی میگی برادر برو به سلامت
ایشالله روزی این خانم ها نسلشون تو رانندگی منقرض شه
راحت شیم از دستشون
میخواستم شماره یارو را بگیرم عشق من شد یهووووووو
که دیدم بابام تو ماشین چپ چپ نگاه میکنه
دیرش شده خدافظی کردم رفتم
یک ربع 2 ترمینال بودم خدا را شکر
----------------------
این پسرارو دیدین ابرو نخ میکنن مو بلند میکنن
شلوار صورتی میپوشن بعد اوا صحبت میکنن؟
من خیلی نگرانشونم میترسم کم کم پارک دوبل یادشون بره.:)))
والااااااا

این فایل صوتی هم امروز از حرم خودم ضبط کردم تقدیم شما عزیزان
=================================
شنیدی که تازگی ها می خوان قبرستان بقیع رو خراب کنن
اما اگه توی یونسکو ثبت بشه اجازه ی این کارو ندارن .
یک سایتی هست برو و اسمت رو ثبت کن تا جزو رای دهندگان ثبت در یونسکو باشی
تا الان 40642نفر از سراسر جهان رای دادن
و نیاز به 9358 رای دیگه دارن تو هم برو و رای بدهلطفا اول اسم بعد فامیل بعد ایمیل بدید بعد هم شهرتونو بعد هم کشور رو انتخاب کنید
ودر اخر دکمهSIGN رو فشار بدید تا ثبت بشه
ممنون ازهمه
=================================
ادامه مطلب هم لینک های مفید هست خواستی بهشون سر بزن مفیدن
|
|