سكوت
 
 
http://pichak.net/roozanehfall/fall.php#
 

    


اسم معلم كلاس اول تا سوم ابتداييتو بنويس و از 0 تا 20 بهشون نمره بده !

واستانی که این کلاس ها را سپری کردی  و   اسم مدرسه را بگو


1-تا 5 مهر  این پست باقی میمونه

2-نظری مربوط به این پست نیست خصوصی  یا  پست پایین تر

3-با تشکر از دوستم عباس بابت کمک هاش به من

4-واسم دعا کنید یه عمل دارم چند وقت دیگه روی  پام


 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۶/۱۶ساعت   توسط ابوالفضل  | 

 

به شما پیشنهاد می کنم که اگر مایلید فال بقیه ی دوستان و آشنایانتان را هم بخوانید و از خواندنشان لذت ببرید. پس از خواندن این فالنامه هیچ راه گریزی برای شما وجود نخواهد داشت پس دست به کار شوید


 متولدین فروردین ماه: با خشنودی فراوان به شما می گوییم که مرگی دردناک خواهید داشت! پس سعی خودتان را برای فرار از دام سرنوشت بکنید! شما به آهستگی و با درد و زجر فراوان خواهید مُرد... یا به طور واضح تر به قتل خواهید رسید! درحالی که دندان های سفید و زیبایتان در دهان زیباترتان ریخته و چشماهای زیباترترتان از حدقه آویزان است! برای قاتل شما آرزوی موفقیت می کنیم!


 متولدین اردیبهشت ماه: با اطمینان می گوییم که جهنم زیر پای شما قرار دارد و الان است که دهان باز کند و شما را ببلعد! پس مواظب خودتان و جان عزیز و خوشمزه تان باشید! چون همین جهنم ممکن است دهان یک اژدهای مخوف باشد که قصد دارد شما را با دندان هایش تکه تکه و ریز ریز کند! البته باید گفت این اژدها عادت دارد قبل از کشتن قربانی اش رگ های لیز و با نمک او را بیرون بکشد و مثل ماکارونی بخورد. امیدواریم موفق هم بشود ...


متولدین خرداد ماه: شما مرگ سریع و خونباری خواهید داشت. به طوری که خون شما تا شعاع یک متری تان را رنگین خواهد کرد! (برایتان متأسفیم!) شما مایه ی سرافکندگی بقیه ی متولدین ماه های دیگر هستید. چون بلد نیستید مراقب خودتان باشید و بر خلاف همه ی آنها مرگ سریعی خواهید داشت. نفرین ما همواره پشتوانه ی شماست... موفق باشید!


 متولدین تیر ماه: خوشبختانه یا بدبختانه مرگ شما به همراه توده ی فشرده ای از آتش و جوی رقیق و هوایی صاف تا کمی طوفانی خواهد بود. نظرتان در مورد برشته شدن چیست؟ اگر خوشتان نمی آید اظهار تأسف می کنیم و می گوییم که همین اتفاق هم خواهد افتاد! امیدواریم از آن لذت ببرید ... (به نظر شما کباب انسان چه مزه ای است؟ من که فکر نمی کنم جالب باشد!)


متولدین مرداد ماه:
شما به شکل بسیار توپ و باحالی خواهید مُرد! تا به حال فیلم «عروسک شیطان» را دیده اید؟ اگر ندیده اید به هیچ عنوان آن را از دست ندهید چون سرنوشت شما به آن پیوند خورده است. شما به قتل خواهید رسید و جسدتان تکه تکه خواهد شد. قاتلین شما (که خدایشان بیامرزد و همیشه موفق و مؤید باشند) اعضای بدن شما را به جسد دیگری پیوند خواهند زد و از شما عروسکی شیطانی برای قتل عام مردم خواهند ساخت. از تجربه فوق العاده تان لذت ببرید!...


 متولدین شهریور ماه: مرگ شما تهوع آورترین مرگ ممکن است. چه کسی فکر می کرد که شما در آخر دست به خودکشی ای بدین شکل بزنید؟ (واقعاً به وجود شما افتخار می کنیم!!) شما را درحالی پیدا می کنند که دل و روده ی خود را بیرون کشیده اید و در حال.... درحال.... درحال.... (اَه ه ه ه ه) درحال خوردن و جویدن آن هستید! مزه ی آن چه طور است؟!


 متولدین مهر ماه: به دلیل اینکه در ماه نحسی به دنیا آمده اید (چون ماه شروع مدارس و دانشگاه ها است) فجیع ترین و مشمئز کننده ترین مرگ را در وحشتناک ترین شرایط خواهید داشت. مرگ شما به دست دبیران و استادانی خواهد بود که از آنها متنفرید... آنها درکمال آرامش و رضایت فراوان شما را به سیخ کشیده و بقیه ی شاگردانشان را به خوردن گوشت کبابی شما دعوت خواهند کرد. اما نا واردی آنها در طبخ کباب شما را زغال خواهد کرد ...


متولدین آبان ماه:

به متولدین این ماه مژده می دهم که مرگی شیرین و آرام و بدون درد خواهند داشت. متأسفانه به خاطر تولد نویسنده ی این مطلب در ماه ابان از به خاک و خون کشیدن متولدین این ماه معذوریم!! پس از مرگ پروانه ای و شاعرانه ی خود لذت ببرید! (جداً برایتان بهترین و شیرین ترین مرگ ها را آرزومندیم!)

 




 متولدین آذر ماه: علاقه ی شما به پیوستن به خون آشام ها دست آخر کار دستان خواهد داد. و اگر هم علاقه ای ندارید بازهم به این سرنوشت شوم دچار خواهید شد. تا به حال اسم "Happy tree friends" به گوشتان خورده است؟ شما در شب هالُوین درحالی که لبخندی گَل و گشاد و شیرین بر لبان سرختان نشسته است به شیوه ای مانند شخصیت های " Happy tree friends" خواهید مُرد. پس از مرگ خون آشام ها شما را به زندگی باز خواهند گرداند تا زندگی تان را با مِک زدن خون مردم زیبا و رنگین کنید!


 متولدین دی ماه: شما به شکل قندیل بسته و یخمکی خواهید مُرد. و هنگام مرگ قلب درحال تپشتان در دستانتان قرار دارد. پاهایتان به فاصله ی نیم متر از بدنتان افتاده اند و دستانتان تنها روی هم چهار انگشت دارند. اگر دنبال بقیه ی انگشتانتان هستید می توانید به معده ی آدمخواری که زحمت نوش جان کردن شما را کشیده مراجعه کنید و از این تجربه ی شگفت انگیز لذت ببرید!


متولدین بهمن ماه: بهتر این است که به حال خودتان زار بزنید! جدی می گوییم! بار سفره کردن شکم شما را حیوانات وحشی جنگل آمازون (!) به دوش خواهند کشید. شما زنده خواهید ماند تا شاهد خورده شدن و بیرون کشیده شدن تک تک اعضای درونی بدنتان باشید. حیوانات جنگل پس از مرگتان با جسدتان پارتی راه می اندازند که بیا و ببین! (اگر شانس بیاورید اول از همه قلبتان را بیرون می کشند تا زودتر خلاص شوید. پس مهره ی «شانس»تان را قبل از سفر به جنگل فراموش نکنید.)


 متولدین اسفند ماه: چون شما متولد آخرین ماه سال هستید و در آستانه ی شروع تعطیلات شیرین سال نو هم می باشید و همچنین به خاطر خوشحالی بی حدو حساب ما از این موضوع (که مدتی راحت و آسوده به قتل مردم می پردازیم) تصمیم داریم که خودمان به سراغتان آمده و شما را به نیش بکشیم. گوشتتان نوش جانمان و خونتان گوارای وجودمان! سال نوی رقت انگیزی را برای خانواده ی شما آرزو می کنیم!!!

 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۶/۱۵ساعت   توسط ابوالفضل  | 


اگه الان 100 ميليون تومن برنده شی کار هایی  که میکنی  چیا هست ؟؟؟؟؟؟



سلام  من مسافرت بودم اگه برا پست های جدید پیشتون نبودم ببخشید از  فردا تو پست  های جدیدتون  شرکت میکنم و جبران میکنم .


لطفا  نظری که مربوط به این پست نیست  تو  این پست  ثبت نکنید  یا خصوصیش  کن به جان سکوت هر کی  بره رو اعصابم باهاش لج میکنم


در ضمن سوال هم با دقت بخون وبا فکر جواب بده شاید فرجی بشه وبه ارزوهایی  که با پول حل میشه  برسید  الهی امین


 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۶/۱۳ساعت   توسط ابوالفضل  | 

عيد سعيد فطر مبارك



عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت
*عيد فطر مبارك*

 

  


فطر آمده خوردنی فراوان بخورید
پیتزا و کباب و مرغ بریان بخوریـد
دزدانه اگر در رمضان می خوردید
شوال رسیده پس نمایان بخورید

 

  


با خوردن اگر حال تو جا مي آيد
خوش باش که ايام صفا مي آيد
آماده به حمله باش در اين شب عيد
وقتي که صداي ربنا مي آيد

 

  


مناجات (....) با خدا در عيد فطر :خدايا تو كه پول نداشتي چرا مهموني گرفتي؟ هممون داشتيم از گرسنگي ميميرديم

 

  


عید فطر و جشن طاعت بر ره یافتگان ضیافت الهی مبارک

 

  


کم کم غروب ماه خدا ديده مي شود
صد حيف از اين بساط که برچيده مي شود
در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکس است که بخشيده مي شود

 

  


قربان هلالت بروم ای مه شـوال
آورده ام از فرط خوشی در دو سه تـا بال
سی روز به امید وصالت سپری شد
خم شد کمرم در رمضان همچو یکی دال
انسان از این روی بُود شاد در این روز
چون باز شکم در جلو واوست به دنبال

 

  


عيد آمدو خنده به لبان شد
با ساز دلم شاد وروان شد
مستانه زدم سوي تو آهنگ
دوستانه دلم به آسمان شد
عید فطر مبارک

 

 

  


عيد فطر، روز چيدن ميوه هاي شاداب استجابت مبارک باد

 

  


عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روزه به مهمانی این خانه بیا

 

  


به علت استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز عید فطر به تعویق افتاد
و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید شد !
(ستاد ايجاد رعب و وحشت ميان روزه داران)

 

  


دلها همه بهاران شد از شمیم باران / مه رخ نموده امشب در عید روزه داران
هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران / شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران . . .

 

  


بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد
معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد

 

  


کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه میخوان ببینن فراد عیده یا نه

 

  


عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم.

 

  


با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
وقتی که صدای ربنا می آید
عید سعید فطر بر شما مبارک باد

 

  


می تونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی؟
…تونستی؟…
به شما تبریک می گم! شما ماه رو دیدید! عید سعید فطر مبارک

 

  


توی (.....) به مناسبت عید سعید فطر به همه کسانی که اسمشون سعید باشه جایزه می دن!

 

  


عيد سعيد فطر بر شما مبارک باد
و چقدر سخت است , که اين عزيزترين عيد را بدون آن عزيزترين غايب از نظر بگذرانيم…
اللهم عجل لوليک الفرج

 

  


خدايا به ما توفيق ده تا از کساني باشيم که حاصل دسترنج يک ماه ي خود را در رمضان،
از اين به بعد هم حفظ کنيم.

 

  


 خدايا خيلي سعي کردم قدر اين مهموني رو بدونم ولي بازم احساس مي کنم نتونستم…
يعني سال بعد هم ما رو دعوت مي کني؟

 

  

 

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه.

 

 

تا ز رویت گرفته ام روزه ، جز به یادت نکرده ام افطار.

 

 

 

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه خود را

 در رمضان از این به بعد هم حفظ کنیم.

 

 

ثواب روزه و حج قبول ، آن کسی برد که خاک میکده عشق را زیارت کرد .

 

 

کسانی که در رمضان چنگ می شکستند

 نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند


 

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان.

حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد.

با تمام شدن ماه رمضان در های رحمت خدا بسته خواهد شد. لای در نمونی!



برگرفته از  تبیان


اعمال و دعاها


محافظت از دستاورد رمضان (علامه جوادی آملی)


فضیلت استغفار در شب عید فطر


فضیلت دعا در روز عید فطر


اعمال روز عید فطر

وداع با ماه خدا


کم کم غروب ماه خدا دیده می شود (حاج منصور ارضی)


با ماه رحمان وداع کن

نماهنگ و موزیک ویدئو


جشن رمضان (رضا صادقی)


سرچشمه (سامی یوسف)

و عیدانه های بخش فیلم


گلچین برنامه ماه عسل


جدیدترین کلیپ های خنده دار


گلچین کلیپ های طنز حیوانات


کلیپ های طنز ورزشی

 

 

 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۶/۰۶ساعت   توسط ابوالفضل  | 




گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند.
یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده.
تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.
3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد.
قطار در حال آمدن بود و سوزنبان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد ...
سوزنبان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و نتها 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.

سوال: اگر شما به جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟

بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور ... ؟
در این تصمیم، آن (1) کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک (ریل سالم) بازی کنند، قربانی می شود.
این نوع تصمیم گیری معضلی است كه هر روز در اطراف ما، در اداره، در جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه غیردموکراتیک اتفاق می افتد، دانایان قربانی نادانان قدرتمند و احمقان زورمند و تصمیم گیرنده می شوند.
کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت.
کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.
اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه و عاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.
مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.
گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.
زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار که با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.

"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"

 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ساعت   توسط ابوالفضل  | 

Palestine will win    

فلسطین پیروز خواهد شد
سوف يفوز فلسطين
Palestine will win
Palästina wird gewinnen
Filistin kazanacak
Palestina va a ganar
Palestina vincerà
La Palestine va gagner
Палестине победит
Պաղեստին կհաղթենք
パレスチナは勝つだろう
팔레스타인 이길 것입니다
巴勒斯坦将获胜

 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ساعت   توسط ابوالفضل 

 

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد...

 

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

 

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!! پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.

 

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!

 

من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!

 

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!  چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

 

پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد...! در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!!!

 

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۶/۰۲ساعت   توسط ابوالفضل  | 
خدا عجیب علاقه دارد وقتی یک چیزی را خلق می کند یک عالمه قرینه توی آن به کار ببرد.
همین صورت خودمان.
توی آینه دقت کرده اید؟
یک ابرو این طرف ، یکی آن طرف
یک چشم این طرف ، یکی آن طرف
یک گوش این طرف ، یکی آن طرف
دهان و بینی هم وسط .
 
توی دنیا چند تا برگ وجود داشته باشد خوب است؟
اصلا نمی شود شمرد .
حالا خدا این برگ ها را برداشته یکی یکی وسط همه ی شان یک خط کشیده ؛ بعد دوباره این طرف و آن طرف همین خطی که کشیده یک عالمه خط دیگر کشیده که با هم قرینه اند و....
 
از تقارن ها که بگذریم ؛ تناسب ها هم برای خودشان عالمی دارند .
شاید بعدا از تناسب ها هم چیزی نوشتم.
اگر از دیدن کسی یا منظره ای یا چیزی لذت می بریم به خاطر همین تقارن ها و تناسب هاست.
.
حالا فکر کن خدا بخواهد عزیزترین و زیباترین مخلوقات خودش را نقاشی کند.
خوش به حال آنهایی که دیده اند . ما فقط اسم هایشان را دیده ایم. خدا حتی با اسم های آنها هم قدرت نمایی کرده.
 
               محمد   علی      فاطمه      حسن   حسین
 
یک اسم را گذاشته وسط و این طرف و آن طرفش دوتا اسم گذاشته
دوتای سمت راست را که می شناسی؟ با هم برادرند
دوتای سمت چپ را هم که می شناسی؟ با هم برادرند
اسمی که وسط است ، پنج حرفی است
از برادرهای سمت راست یکی چهار حرفی است و یکی سه حرفی
از برادرهای سمت چپ هم یکی چهار حرفی است و یکی سه حرفی
حالا یک اسم پنج حرفی داریم که یک اسم سه حرفی این طرفش هست (علی) و یک اسم سه حرفی آن طرفش(حسن) .
دوباره این طرف ترش یک اسم چهار حرفی است (محمد) و آن طرف ترش هم یک اسم چهار حرفی(حسین)
سمت راست اسم مادرمان مجموعا هفت حرف هست و سمت چپش هم هفت حرف.
این هفت حرف با آن هفت حرف می شوند چهارده حرف.
انگار خودش توی این چهارده حرف ، هم هست و هم نیست .
حالا آن چهارده حرف با پنج حرفی که باقیمانده با هم می شوند نوزده حرف.
.
نوزده هم که می دانید برای خودش اسراری دارد .
من که سر درنمی آورم ولی درمورد این عدد بزرگانی مثل علامه  حسن زاده صدها صفحه و حتی بیشتر قلم زده اند.
همین بس که نوزده ، تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است ...
 
ب س م ا  ل ل  ه  ا  ل ر ح م  ن ا ل ر ح ی م
 
م ح م د ع ل ی ف ا ط م ه ح س ن ح س ی ن
 
وقتی خدا بخواهد با زیباترین تقارن عالم جانسوزترین روضه ی عالم را به تصویر بکشد این طوری می شود:
 
محمد  علی  فاطمه  حسن  حسین
---- این عشق که سرمنزل زیبایی هاست
سرچشمۀ مِهروغصه وشادی هاست
گربازی جان ز ما بسی شیرین است
تلخیش بسی  بیشتر از  بازی هاست
 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۶/۰۱ساعت   توسط ابوالفضل 
  بالا